در 22 خرداد ماه باز هم نمایشی از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران اجرا گردید؛ نمایشی که پایان آن قدر مسلم برای گروه کثیری از روشنفکران و سیاسیون، قابل پیشبینی مینمود. نمایشی تحت عنوان انتخابات . در حالی که گروههای کثیری از اپوزوسیون نظام، پیشاپیش این نمایش تهوه آور را تحریم نمودند؛عده ای از بدنه سابق نظام که اکنون از دایره قدرت دور مانده اند بر آن شدند تا با اتکاء به رای مردم آب رفته را به جوی باز گردانند ولی غافل از اینکه مرکب قدرت آنقدر زیبا و خوش نشین است که هر گاه شخص و یا گروهی بر آن سوار گردید، اگر فاقد نظارت مردمی باشد،محال است بتوان او را پیاده نمود
و چه ابلهانی بودند آنان که چشم امید به تاریکی داشتند و در ظلمت مطلق بدنبال نور می گشتند!!! در این فرآیند چگونه میشود شخصی در راس این هرم قرار گیرد و تمام قدرتهای اجرائی و نظارتی نیز در دست او باشد و عده ای ساده لوح بخواهند با شرکت در نمایش او، پوز او رابخاک مالیده و قدرت را از او پس بگیرند
اگر اندکی و تنها اندکی تفکر کنیم میبینیم این انتصابات زمانی تکلیفش روشن شد که به اصطلاح رهبر عادل و بی طرف از تقریباً یکسال قبل به رئیس اجرائیش وعده داد که برنامه های کاری خود را پنجساله طرح کن
و دیدیم هنوز 24 ساعت از انتصابات نگذشته بود که بر خلاف قانون خودشان که باید منتظر اعلام نتیجه توسط سگهای نگهبان میماندند، انتخابات را تائید نموده و وقاحت را تا به حدی افزایش داد که به وی تبریک هم گفت و با کلماتش تو دهنی محکمی به دیگر رقیبان زد و هشدار داد مبادا شیرینی انتصاب را در دهانم تلخ کنید
حال ذیلاً عکسهائی از این انسان نماهائی که در چهارچوب خلقت، هنوز تکامل نیافته اند و نیاز به ولی مطلقه فقیه دارند تا در کار و زندگیشان به جای آنها فکر کرده و تصمیم بگیرد، برایتان میگزارم تا خود قضاوت کنید که سرنوشت انتخابات در کشور بزرگی همچون ایران با داشتن بالغ بر 75 ملیون جمعیت به دست چه کسانیست













هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر